خون آشام-قسمت هشتم

روزهای تلخی رو پشت سر می ذاشتم.مرخصی من تموم شد و مجبور بودم به سر کار برگردم.با پدربزرگ خداحافظی کردم و راه افتادم.جاده های روستایی دیگه برام عذاب آور نبود.احساس می کردم نیروی تازه ای پیدا کردم و دیگه اون جوون بی حوصله نیستم.وقتی قطار به راه افتاد، کتاب اشکان رو از کیفم بیرون آوردم و بار دیگر روی جلدش رو خوندم: «اگر از مرگ نمی ترسید، همه چیز را امتحان کنید...»

خوندن کتاب باعث آشنایی بیشتر من با اشکان و زندگی خون آشام ها شده بود دیگه ناراحت نبودم و اون دوگانگی داشت از بین می رفت.به خونم رسیدم کامپیوتر رو روشن کردم و نوشتم با یه سرعت فوق العاده.به آینده فکر کردم آینده ای مبهم و خاموش :(

صبح به دفتر روزنامه رفتم.پری خوشحال بود.از دیدن من ولی سعی می کرد پنهان کنه.کامپیوتر رو روشن کردم و بازم نوشتم.پری وارد اتاق شد و گفت:محسن چی داری می نویسی؟!

به چهره متعجب پری نگاه کردم و جمله های آخر رو هم تایپ کردم، سپس گفتم:پری ازت ممنونم.تو منو به اوج رسوندی...

پری خندید و گفت: چه جوری می تونم تو رو به اوج برسونم، وقتی خودم هنوز نرسیدم؟

گفتم:با حرف تو شروع شد و با فکر اشکان ادامه پیدا کرد، حالا باید خودم تمومش کنم.

پری کنارم نشست و گفت: چی داری میگی؟اشکان کیه؟

یک بار متن تایپ شدم رو براش خوندم و گفتم:تو گفتی نباید خودم رو درگیر ماجرا کنم ولی ماجرا خودش به سراغم اومد

پری با نارحتی گفت:محسن چرا اینجوری حرف میزنی؟

پری فنجان قهوه ای رو که برام آورده بود روی میز گذاشت.با بوی تند قهوه دچار حالت تهوع شدم و فنجان رو پرت کردم به دیوار خورد و شکست و یه سیلی محکم به پری زدم!

آخه چرا این کار رو کردم پری دختری رو که انقدر دوست داشتم و توی مدتی که در روزنامه بودم همیشه یاورم بود شایدم جزو روند تبدیل شدن به یه هیولا بود.پری با چشمای پر از اشک و در حالی که شکه شده بود اتاق رو ترک کرد...

ادامه در قسمت نهم

/ 8 نظر / 14 بازدید
سارا یک وب گرد تنها

من یک وبگرد تنهام یه سایت دارم پر از وبلاگ نویس تو هم وبلاگ خوبی داری بیا وبلاگت را تو سایت من معرفی کن

افزایش بازدید و پیج رنک

افزایش بازدید فوق العاده بالا افزایش پیج رنک گوگل افزایش رنک الکسا پیج رنک ما 6 میباشد و تبادل لینک با ما 100% به افزایش بازدید و پیج رنک شما کمک میکند در ضمن پیشنهاد میکنم برای لینک دادن به ما از کد داخل کادر استفاده کنید

سارا یک وب گرد تنها

من یک وبگرد تنهام یه سایت دارم پر از وبلاگ نویس تو هم وبلاگ خوبی داری بیا وبلاگت را تو سایت من معرفی کن

caren

سلام.وبلاگ قشنگ و جالبی دارید.خوشحال می شم به چت روم ما هم سر بزنید.داریم سعی می کنیم یه محیط سالم،صمیمی و دوستانه با حضور افرادی مثل شما داشته باشیم. لینک جامعه مجازی:http://life2chat.com لینک چت روم:http://life2chat.com/chat.php منتظرتون هستیم

Negin

خیلی کم بود این قسمت [ناراحت]

بخرش

سلام دوست عزیز. وبلاگم را بستند. در نشانی جدید http://buyit2.blogfa.com در خدمت خواهم بود. اگر لطف کرده بودید و مرا لینک کرده بودید لطف کنید و نشانی لینک را تصحیح کنید. سعی می کنم دوباره بنویسم و نا امید نشوم. سپاسگزارم از حمایتتون